تبلیغات
به یادش و به یاریش - به یادش و به شادی اش
شنبه 27 تیر 1394

به یادش و به شادی اش

   نوشته شده توسط: فاطمه دبیری    نوع مطلب :کلام اهالی قلم ،

لُطف و لطیفه ای از  مدیر محترم وبلاگ"مونارک"
 به وبلاگ "به یادش و به یاریش"



یا محبوب

فکر کن یک پیام از طرفِ رفیقِ شفیقِ روزهای سخت وبلاگی ات چطور میتواند تو را تا مرز ذوق مرگی ببرد.

خبر دعوت به جشن آسمانی شان

 

1394/3/1

فقط خدا میداند ازدواج یک رفیق الهی چه  شور و سروری بر دل می اندازد.دلم آرام و قرار نداشت. از توی ماشین تا دم در تالار ...

دل توی دلم نبود.ذهنم می پرید به اوایل آشنایی مان که چه بر من گذشت و چه ها بر او. چه ذوقی داشتم خبر چادری شدنم را اول به او بگویم. چقدر حظ بردم از شعر خوانی اش توی کافه.جلسه های سه شنبه مان که رفیق نیمه راه شدم. هیچ احتمال نمیدادم که یک کلیک بشود بارقه ای برای این دوستی...پیوند بدهد دل هامان را و نور بپاشد به این رفاقت...

خدایا شکرت... اعتقاد دارم  دوست خوب رزق است.خیری که خدا برای آدم میخواهد.

مَن اَرادَ اللّه  بِهِ خَیرا رَزَقَهُ اللّه  خَلیلاً صالحِا."نهج الفصاحه ص776 ، ح3064"

 

بخاطر کفش پاشنه بلـــــند و موزاییک صیقلی و تجربه ی چندین باره ام در پخش شدن روی زمین کمی آرام قدم برمیداشتم.درونم هیجان قل قل میکرد و حسِ غریب افتادگیِ ملسی چاشنی اش شده بود.تصوری از یک جشن عروسیِ اسلامی نداشتم. نمیدانستم لباسم مناسب است یا نه؟و اینکه مرا بدون روسری و مخلفات دخترانه میشناسد؟!...

 

در این فکر ها بودم که نگاهم ماند روی لباس سفیدش.کارخانه ی قند بود که توی دلم ذوب میشد.

 

مجلس خودمانی  بود و میهمان ها صمیمی و عروس صمیمی تر، بین میزها می چرخید و خوش و بش می کرد. ایمان جانِ بیشتری گرفته بود. از بزن و بکوب های مراسم های معمول خبری نبود.تمامش مدح و مولودی. اذان به وقت عاشقی میگویند و عروس و داماد ؛ حی علی الصلوه . دلم میرود برایشان، برای ثواب هفتاد برابرشان...یادم به عروسی های خودمان می افتد که نماز را باید در اتاق پرو وسط دوپس دوپسشان میخواندیم. بماند یک جاهایی بیسِ موزیک بالا میرفت و نمازمان ریتم میگرفت...استغفرالله...

همه چیز خوب بود و لحظات با هم صحبتِ هم سنِ شیرین زبان جان گرفته بود..

.جان دادی به روحم نفیسه....قطعا خدا هم این مجلس را دوست دارد

  إنَّ اللّه َ عَزَّ و جلَّ یُحِبُّ البیتَ الذی فیهِ العُرسُ   الکافی : ٦/٥٤/٣

 

تمام حسم را میریزم توی این کلمات که بروید و خوشبخت شوید...یا به قول آقا:"بروید و با هم بسازید."...

بروید و نعم العون هم باشید علی طاعت الله...بروید و باهم برای "او" شوید...

"الهی در هوای ما هوس نیست الهی جز تو در ما هیچ کس نیست".نرجس خاتون آیتی

--------------------------------------

حضرت علی بن الحسین امام سجاد علیه السلام در مورد حقوق همسر فرموده اند :

 

 و اما حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او وسیله آرامش و رفاه و انس و نگهداری تو را فراهم نموده است.هر کدام از شما زن و مرد بر نعمت وجود دیگری خدا را سپاس گوید و بداند که این نعمت الهی است.بر او و بر تو واجب است که نعمت الهی را گرامی داشته و در معاشرت با او خوشرفتاری و رفق پیشه کنی اگرچه حق تو بر زن سخت تر و رعایت محبوب و مکروه تو بر او لازم تر است ، ولی زن حق مهربانی و انس بر تو دارد و جایگاه آرامش و آسایش غریزه ای ست که گریزی از آن نیست و این حق بزرگی است.

 

رساله حقوق امام سجاد علیه السلام


....


به قلم مدیر محترم وبلاگ مونارک

سکوت....
شنبه 10 مرداد 1394 12:26 ب.ظ
سلام
خداقوت
موفق باشید
پست زیاد بزارید
پاسخ فاطمه دبیری : سلام و سپاس
مونارک
سه شنبه 30 تیر 1394 09:50 ب.ظ
سلام و نور و نور و خوشبختی
سپاس از لطف بی دریغت
جانا! احساس در حجم واژه هایم نمیگنجد فقط اینکه هوای هم را داشته باشید.
بهترین ها را برای زندگی تان آرزومندم
نگاه خداوند و دعای آقایمان صاحب زمان(عج) همراهتان.

پاسخ فاطمه دبیری : سلام و سپاس و سکوت...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
Online User