تبلیغات
به یادش و به یاریش - میان این همه نامرد...
یکشنبه 1 دی 1392

میان این همه نامرد...

   نوشته شده توسط: فاطمه دبیری    نوع مطلب :کلام شُعرا ،


اگرچه سبز ولی مثل زرد می ماند

بهار بی تو به پاییز سرد می ماند

 

غبار قلب مرا هیچکس نمی شوید

همیشه آینه مغلوب گَرد می ماند

 

میان این همه نامرد با صدای درشت

زمانه بر سر تشخیص مرد می ماند

نبرد تن به تنم با هوس شروع شده ست

دلم بدون تو در این نبرد می ماند

 

که گفته است مرفّه همیشه بی درد است؟

و مستمند در اندوه درد می ماند؟

 

که گفته است که بالانشین همان بالا

و دوره گرد، همان دوره گرد می ماند؟

 

تو می رسی و هر آنچه شب است خواهد رفت

و روز مطلقِ بی زوج و فرد می ماند

 

...

غزل کنار تو احساس بهتری دارد

بگو بمان... بنشین... برنگرد...! می ماند


«رضا حاج حسینی»


برچسب ها: شعر انتظار ، رضا حاج حسینی ،

مونارک
دوشنبه 2 دی 1392 10:37 ق.ظ
اگرچه سبز ولی مثل زرد می ماند

بهار بی تو به پاییز سرد می ماند

سلام واحترام
و احسنت به شاعرش و ممنون از شما.
پاسخ فاطمه دبیری : بر شما سلام
سپاس از عنایت تان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
Online User