تبلیغات
به یادش و به یاریش - من از بس در قفس بودم اسارت را نمی فهمم
یکشنبه 17 شهریور 1392

من از بس در قفس بودم اسارت را نمی فهمم

   نوشته شده توسط: فاطمه دبیری    نوع مطلب :کلام شُعرا ،




به ظاهر زائرم اما زیارت را نمی فهمم
من بیچاره لطف آشکارت را نمی فهمم

تو از من بیشتر مشتاق دیداری و من حتی
به دل افتادن گاه و گدارت را نمی فهمم

زیارت نامه می خوانم  دلم از نور لبریز است
"
اگر چه گاه معنای عبارت را نمی فهمم"

تو پرواز مرا در اوج می خواهی و می دانی
من از بس در قفس بودم اسارت را نمی فهمم

به جای غربت تو ازدحام صحن را دیدم
غریبی آه درد بی شمارت را نمی فهمم
...
به هر زائر سه جا سر می زنی- دلگرمی ام این است-
زیارت نه ولی قول و قرارت را که می فهمم

«حسین عباسپور»


برچسب ها: حسین عباسپور ، امام رضا علیه السلام ،

سكوت...
دوشنبه 18 شهریور 1392 11:29 ب.ظ
سلام زیبا بود . هرچه از آقا بگید جا داره آقا سلطان و رئوف
پاسخ فاطمه دبیری : بر شما سلام. سپاس از حضورتان و
سپاس از شاعر شعر آقای عباسپور
محمد
دوشنبه 18 شهریور 1392 02:10 ب.ظ
مرقدت ضرب المثل های مرا تغییر داد
هرکه بامش بیش، برفش نه، کبوتر بیشتر
پاسخ فاطمه دبیری : سلام و سپاس از حضورتان
مونارک
دوشنبه 18 شهریور 1392 10:37 ق.ظ

خبر ز درد و غم دل به آشنا بدهید

كه من مریض فراقم به من دوا بدهید
---
سلام و احترام

اگر بدانید این شعر با دل ما چه کرد...
پاسخ فاطمه دبیری : سلام و سپاس از آقای عباسپور
فاطمه
یکشنبه 17 شهریور 1392 08:44 ب.ظ
سلام دوست عزیز
خیلی قشنگ بوداین شعرتون
دلم برای حرم آقام خیلی تنگه
التماس دعا
یامهدی
پاسخ فاطمه دبیری : بر شما سلام
شعر بنده نبود
حسین
یکشنبه 17 شهریور 1392 04:55 ب.ظ
سلام زیبا بود انشاالله بزودی زیارتشان نصیب همه ما شود.
از بین رفتن برخی رسم ها واقعا جای تاسف و حسرت دارد. اما حسرت که راه چاره نیست. باید برای احیاء سنت های خوبِ گذشته و زنده و ماندگار نگه داشتن برخی سنت های نیکو، کاری کرد.
اما چه کاری بهتر از...
برای ادامه مطلب به آدرس:
http://serat.mihanblog.com/post/326
مراجعه و ما را با نظرات خوب خود مهمان نمایید
پاسخ فاطمه دبیری : بر شما سلام
ان شاء الله
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
Online User