دامنت دشتی پُر از پروانه های رنگ رنگ
تقدیم به مادر عزیزم
که از هر شعر و استعاره و تشبیهی برتر است.
....
غرق باران می شوم با اشک چشمت مادرم
ماهی ام کز می کند در تُنگ غربت مادرم
از نگاهت قصه ها همچون قطاری می رود
می نشینم در قطارِ قصه هایت مادرم
روزها شب می شود در لا به لای دفترم
سطر سطرش پُر شد از کابوس و وحشت مادرمدو دو تا چهارتا
قاعده
ماه رجب و افطارهای بی او

اذان و
سفره ی افطار و ... مادرم بی او ؛
نشسته گوشه ی سجاده، می خورد اندوه
...
به یاد دایی مهربانم که دیگر جایش کنار سفره ی افطارهایمان خالی است.
نمی شکنم
رومیزی
اولویّت های جدید حج تمتع اعلام شد و اسمش برای حج امسال درآمده بود. با کاروانی که همکارانش در آن ثبت نام کرده بودند تماس گرفت. قرار شد همراه مدارکش همان روز برای نام نویسی به دفتر کاروان برود.
چند ساعت بعد که خودش را به دفتر زیارتی رساند؛ با این جمله
ی مسئول ثبت نام مواجه شد: "ظرفیت مان پر شده است."
خشکش زد...
امروز چطور؟
عایشه بعد از شهادت حجر بن عدی (رحمة الله علیه) به معاویه گفت: بهراستی که از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: در «مَرْجِ عذراء» (عدرا البلد) جماعتی کشته میشوند که خدا و فرشتگان آسمان از کشتهشدن آنان به خشم خواهند آمد.
.
.
.
امروز چطور؟
خدایا!
به خشم نیامدی؟!
....
*عناصر
وهابی گروهک تروریستی موسوم به "ارتش آزاد سوریه" در شنیع ترین اقدام هتاکانه
خود از بدو آغاز فعالیت های فرقه ای در سوریه، با حمله به مرقد مطهر "حُجر بن
عدی" و تخریب ضریح و نبش قبر آن صحابی جلیل القدر، پیکر تازه و آغشته به خون
او را بیرون کشیده و با خود به سرقت بردند.
منبع و اطلاعاتی در رابطه با حجر بن عدی
برچسب ها:
هتک حرمت پیکر مطهر حجر بن عدی توسط ارتش آزاد سوریه ،
مادرم
غرق باران می شوم با اشک چشمت مادرم
ماهی ام کز می کند در تُنگِ غربت مادرم
برچسب ها:
میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) ،
روز مادر ،
این روزها
قلب و قلعه
باید که با صد زخمِ بی مرهم بسازم
یا دورِ قلبم، قلعه ای
محکم بسازم
«حسین عباسپور»
برچسب ها:
حسین عباسپور ،
رکورد نبودنت شکست!

چرخش ثانیه ها در ذهنم
تداعی گر این جمله لعنتی است:
رکورد نبودنت شکست...
آری! غزل بهانه ی خوبی ست بین ما

باید برای وصف تو گاهی غزل شوم
حتی اگر خود تو نخواهی، غزل شوم
شاید ثواب داشته باشد گناه من
وقتی در آرزوی گناهی غزل شوم
برچسب ها:
قاسم اردکانی ،
برو هر جا که می خواهی، برو پشت سرت را هم...
من از رؤیای شیرینت نگهداری نخواهم کرد
برای رفتن پروانه ها کاری نخواهم کرد
برو هر جا که می خواهی، برو پشت سرت را هم...
که من اشکی برای دوری ات جاری نخواهم کرد
زمین افتاده بودی و گرفتم دست هایت را
اگر اینبار پیش آید، تو را یاری نخواهم کرد
برچسب ها:
رضا حاج حسینی ،


