جمعه 29 اسفند 1393

آمدی و حال تقویم ها را خوب کردی

   نوشته شده توسط: فاطمه دبیری    نوع مطلب :کلام دل (نوشته های شخصی) ،



آمدی و حال تقویم ها را خوب کردی*

بیست و نهم اسفندماه، روز تولدم، این بار بین هیاهوها و شلوغی های آخر سال گم نشد، نمی توانست گم بشود چرا که فقط روز تولد من نبود، روز به دنیا آمدن همسفری بود که چندی است خدا به دنیای من هدیه اش کرده تا دلم را به آغاز یک فصل نو بازگرداند و با هم بهاری مشترک و دگرگونه را آغاز کنیم...

به یادش و به یاریش...

 



ادامه مطلب

سه شنبه 28 بهمن 1393

فصلی نو...

   نوشته شده توسط: فاطمه دبیری    نوع مطلب :کلام شُعرا ،



خدایا! دلم را به آغاز یک فصل نو بازگردان

خدایا! مرا با بهاری دگرگونه آغاز گردان

 

«سیدعلی میرافضلی»



شنبه 11 بهمن 1393

دقیقه...

   نوشته شده توسط: فاطمه دبیری    نوع مطلب :کلام دل (نوشته های شخصی) ،

Image result for ‫ساعت‬‎

هرهفته در یک روز ثابت، رأس ساعت 3 ، قرار بر جلسه ی شعری است و محفلی و دانشگاه بنامی و استاد بِنام تری...

جلوی در جلویت را می گیرند نه از جلسه خبری دارند و نه از پیامکهای دعوت به جلسه، نگهبان چند دقیقه ای نگهت می دارد و از این قسمت به آن قسمت پرس و  جو می کند. وقتی راه به جایی نمی برد چاره ای نمی بیند که بفرمایی بزند و سر پُستش برگردد.

راهی محل برگزاری کلاس می شوی و ...


ادامه ی مطلب را رها نکنید

سه شنبه 23 دی 1393

پابرهنه وسط... دویده ای؟!

   نوشته شده توسط: فاطمه دبیری    نوع مطلب :کلام دل (نوشته های شخصی) ،



پارسال بود... حدود ساعت6 عصر از مدینه به مقصد تهران پرواز داشتیم؛ درست وقت نماز...

مانده بودیم چه کنیم! نیم ساعتی هم گذشته بود و همچنان داخل هواپیما نشسته بودیم و از پرواز خبری نبود. از خدمه هم که سوال می پرسیدیم پاسخهایی از این قبیل می شنیدم که؛

 «امکان خروج از هواپیما نیست، هواپیما در حال سوختگیری است، زمان پرواز مشخص نیست.»

یک ساعتی گذشت و...


ادامه ی روایت را رها نکنید.

برچسب ها: نمازخانه ، مسجد ، نماز ،

دوشنبه 22 دی 1393

قربانی

   نوشته شده توسط: فاطمه دبیری    نوع مطلب :کلام دل (نوشته های شخصی) ،



پرده ی اول:

زن و شوهر در خانه ی ما نشسته بودند و به ریش نداشته ی عروسشان می خندیدند. پنج ماه مرخصی بعد از زایمانش به اتمام رسیده بود و از بَدِ آدمهای این روزگار، " باید" سر کار رفتنش را از سر می گرفت.

پدرشوهرش پایش را روی پایش انداخته و دور برداشته بود. برای خودش بُریده و دوخته و تنش هم کرده بود. قاه قاه می خندید و می گفت: « دیروز به رویا گفتم هدیه را به پشتت ببند و سرکار  برو، دیدن داری!»

خون، خونم را داشت می خورد و گره انداخته بود به ابرویم، به مُشتم و اگر مهمان خانه مان نبودند حتما در پاسخش می گفتم:...


ادامه ی روایت را رها نکنید.

دوشنبه 8 دی 1393

الهی! وَ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً یَسیراً

   نوشته شده توسط: فاطمه دبیری    نوع مطلب :کلام مطهر ،



اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَیَّدْتَ دینَكَ فى كُلِّ اَوانٍ بِاِمامٍ اَقَمْتَهُ عَلَماً

خداوندا تو در هر زمان، دینت را با امام و رهبرى تأیید كردى و او را نشانه‏ اى

 

لِعِبادِكَ، وَ مَناراً فى بِلادِكَ، بَعْدَ اَنْ وَصَلْتَ حَبْلَهُ بِحَبْلِكَ،

براى بندگانت و مشعلى فروزان در شهرهایت بپا داشتى، سپس ریسمان او را به ریسمان خود وصل كردى،

 

وَ جَعَلْتَهُ الذَّریعَةَ اِلى‏ رِضْوانِكَ، وَ افْتَرَضْتَ طاعَتَهُ، وَ

و او را سبب دستیابى به رضاى خود ساختى، و طاعتش را بر همه واجب نمودى


ادامه ی دعا را رها نکنید

برچسب ها: نیایش47 صحیفه سجادیه ، دعا در حق صاحب الزمان ،

یکشنبه 30 آذر 1393

سیدما! مولای ما!

   نوشته شده توسط: فاطمه دبیری    نوع مطلب :کلام مطهر ،



صَلِّ عَلَینا اِنَّ صَلَواتُکَ سَکَنٌ لَّنا

...

سید ما! مولای ما!

دعا کن برای ما

که دعای تو آرامشی است برای ما



برچسب ها: صَلِّ عَلَیهِم اِنَّ صَلَواتُکَ سَکَنٌ لَّهُم...توبه ۱۰۳ ،

پنجشنبه 15 آبان 1393

...

   نوشته شده توسط: فاطمه دبیری    نوع مطلب :کلام دل (نوشته های شخصی) ،




خیلی چیزها را هر کاری بکنی نمی توانی بنویسی از بس که سه نقطه هایش زیاد است...

 در نمی آیند...

 فرار می کنند و نمی توانی به چنگشان بیاوری... انگار فقط باید پس زندانِ ذهنت بمانند...

می خواستم از تصادفم بنویسم و...


ادامه ی مطلب را رها نکنید

جمعه 9 آبان 1393

مسجدالاقصی

   نوشته شده توسط: فاطمه دبیری    نوع مطلب :کلام دل (نوشته های شخصی) ،کلام موزون(اشعار شخصی) ،



تلخ ترین قصه ی روی زمین است
قصه ی شهری که با غصه عجین است...

...


*
رژیم غاصب اسرائیل، "مسجد الاقصی" را تا اطلاع ثانوی به روی مسلمانان بست.



دوشنبه 5 آبان 1393

قاب عکس

   نوشته شده توسط: فاطمه دبیری    نوع مطلب :کلام دل (نوشته های شخصی) ،کلام موزون(اشعار شخصی) ،کلام شهدا ،



وقتی که قاب عکس پر از خاک می شود

با اشک و آه پیرزنی پاک می شود


«فاطمه دبیری»


برچسب ها: تک بیت ،

چهارشنبه 30 مهر 1393

لا اَفرَح - لا اَحزَن

   نوشته شده توسط: فاطمه دبیری    نوع مطلب :کلام مطهر ،



الهی! وَ اجْعَلْ ثَنَائِی عَلَیْكَ، وَ مَدْحِی إِیّاكَ، وَ حَمْدِی لَكَ فِی كُلّ حَالَاتِی حَتّى لَا أَفْرَحَ بِمَا آتَیْتَنِی مِنَ الدّنْیَا، وَ لَا أَحْزَنَ عَلَى مَا مَنَعْتَنِی فِیهَا

...

خداوندا! مرا در همه حال به ثنا و مدح و سپاس خود مشغول دار، تا به بهره‏ اى كه از دنیا به من داده ‏اى خوشحال نشوم و بر آنچه مرا از آن باز داشته‏ اى غمگین نگردم.

«فرازی از دعای بیست و یکم صحیفه سجادیه»



چهارشنبه 19 شهریور 1393

کابوس صادقه

   نوشته شده توسط: فاطمه دبیری    نوع مطلب :کلام دل (نوشته های شخصی) ،کلامک (کوتاه نوشت شخصی) ،



رویا که نه

کابوس ها

صادقه شدند...


«فاطمه دبیری»



شب هنگام است. کشیک کفشداری شب آماده تحویل است. خادمان کفشداری 16،15و17 با هم می آیند، آنها عادت دارند همدیگر را تا محل خدمت به زائران حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) مشایعت کنند.

و لحظاتی بعد سه کفشدار کفشداری 17 می ایستند. مردی ایستاده است با موهایی سپید، چشم هایی پرنشاط و شوقی افزون، کشیک، شب را انتخاب کرده است تا در خُنکای آن ذکر بگوید.

سه کشیک می ایستند و به رسم حرم، حضور و غیاب می کنند:

-      حاج داوود اشراقی؟!



ادامه روایت کفشداری 17

جمعه 3 مرداد 1393

هیهات منا الذّله

   نوشته شده توسط: فاطمه دبیری    نوع مطلب :کلام دل (نوشته های شخصی) ،کلامک (کوتاه نوشت شخصی) ،


به مرگ مان هم بگیرید

به تب راضی نمی شویم...


برچسب ها: غزه ، مسلمانان جهان ، مقاومت ، روز قدس ،


اِلهى وَكَمْ مِنْ عَبد اَمْسى وَاَصْبَحَ خآئِفا مَرْعُوبا مُشْفِقا وَجِلا هارِبا طَریدا مُنْجَحِرا فى مَضیقٍ وَمَخْبَاَةٍ مِنَ الْمَخابى قَدْ ضاقَتْ عَلَیْهِ الاْرْضُ بِرُحْبِها لایَجِدُ حیلَةً وَلا مَنْجى وَلا مَاْوى وَاَنَا فى اَمْنٍ وَطُمَاْنینَةٍ وَعافِیَةٍ مِنْ ذلِكَ كُلِّهِ فَلَكَ الْحَمْدُ یا رَبِّ مِنْ مُقْتَدرٍ لا یُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لایَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاْجعَلْنى لِنَعْماَّئِكَ مِنَ الشّاكِرینَ


خدایا چه بسیار بنده ‏اى كه به شامگاهان و صبحگاهان درآمد ترسان و هراسان، پریشان و اندیشناك ، فرارى و رانده شده، خرابه ‏نشین در تنگنا و مخفی‏گاهى از مخفی‏گاهها كه زمین با فراخی اش بر او تنگ شد چاره و راه نجات و پناهگاهى نمى ‏یابد و من از همه اینها در امنیت و آرامش و سلامت كاملم، پس تو را سپاس اى پروردگار توانمند شكست ‏ناپذیر و بردبارى كه شتاب نورزى، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست‏ و مرا بر نعمتهایت از شاكران

«فرازی از دعای جوشن صغیر»



کیفیت و محتوای دعای جوشن صغیر

برچسب ها: دعای جوشن صغیر ،

تعداد کل صفحات: 42 1 2 3 4 5 6 7 ...
Online User